من آمده ام
از تو بگوی
از تو بخوانم
از تو بشنوم
من آمده ام،با گلواژه ی نامت بهار بنویسم .
با قله هایت اوج را معنی کنم ،
با رودهایت دریا بسازم.
من آمده ام ،
از هر کرانه ات مشتی بردارم و سرشت عشق را بنا کنم .
من آمده ام ،با دریچه آواز کلکین آرزوهایم را ،به روی آفتاب شرقی تو باز کنم.
من آمده ام
با تو بمانم
در تو بمیرم
و از تو برخیزم.
ای سرزمین عشق
ای قلب آسیا
ای افغانستان.
