تبليغاتX
وطن دیووووووونتم

  M&M

زنان شاعر  پارسی گوی افغانستان


 

مریم ترکمنی

 

هان مگو در بهای زن بودن  

گوشه انزوا سزاست مرا 

ناتوان ، بینوا ، حقیر ، ضعیف 

زآفرینش همین بهاست مرا 

دو یتیمم ز من پدر می خواست   

سر پرست و ولی و نان آور 

چه بگویم چه ها كشیدم آه  

گاه بابا شدم گهی مادر

 

دوشیزگان یخ زده در باد گم شدند 

عاشق شدند و در شب میعاد گم شدند 

معصومه خدا نظر 


 

+ نوشته شده در  Thu 24 May 2007ساعت 8:7 به قلم مصطفی جونییییییی  | 

                                   ღجوانان افغان برای افغانستان می نویسنღ

سلام من محمد امان محمدی هستم یکی از اعضای گروه از این به بعد منتظر مطالب جالب و خواندنی از طرف من باشید . راستی از اعضای گروه میخوام که برای گروه یه اسمی رو انتخاب کنند . چطوره

                                                           

+ نوشته شده در  Thu 24 May 2007ساعت 6:40 به قلم محمد امان  | 

 

زنان شاعر  پارسی گوی افغانستان

  زنان مهاجر افغانستانی در ایران در چند چیز باهم فرق دارند.  اول اینكه از وضعیت های متفاوتی به ایران مهاجر شده اند وضعیت هایی با نسبت های فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی متفاوت. مثلا زنان مناطق روستاهای مركز افغانستان شكل و آداب زندگیشان با زنان مناطق شهری كابل و مزار یا زنان مناطق جنوب و غرب افغانستان خیلی تفاوت دارد؛ و دو دیگر وضعیت فعلی اجتماعی آنها  نیز آنها را از هم متمایز می كند.

شکریه عرفانی

در سینه ات می میرد آخر ماه و ماهی ها 

آن وقت در لای ولجن درگیر می میری 

دیوانه ای كه با دهانی پر ز مروارید 

در آبگیری كوچك و دلگیر می میری  

محبوبه ابراهیمی
 

حالا غروب ها به افق خیره می شود 

گنجشك كوچكی كه پریدن بلد نبود 

وجیهه خدانظر 

 این سو كنار مرز نشسته است انتظار 
آن سو شكفته است لب رود نوبهار
 
این سو شكسته تلخ غزل در گلوی من
 آن سو شكفته شعربه لب های قندهار
 
 

+ نوشته شده در  Wed 23 May 2007ساعت 14:19 به قلم مصطفی جونییییییی  |