تبليغاتX
وطن دیووووووونتم

سلام گلای خوشکل

روز مادر رو به همه مادرای مهربون تبریک میگم.

اینم یه متن قشنگ امیدوارم خوشتون بیاد.

نظر یادتون نره.

ای کیسه! چند تا برنج داری؟

 ­_ به اندازه تمام ستاره های آسمان.

 

آسمان! چقدرستاره داری؟

_ به اندازه برف های زمستان.

 

زمستان! چقدر برف داری؟

_به اندازه پرهای کلاغ.

 

کلاغ! چند تا پر داری؟

_به اندازه کف های همه صابون های دنیا.

 

صابون! چقدر کف داری؟

_به اندازه موهای سفید پدر.

 

پدر! چند تا غصه داری؟

_به اندازه غصه های مادر.

 

مادر! چند تا غصه داری؟

_به اندازه برنج های توی این کیسه.

 

ای کیسه! چند تا...؟

وما همچنان برنج میخوریم

اما غصه خوردنهای مادرتمام نمی شود.

مادر!

چند تا غصه داری؟

ضمناً من اریایی بودن افغانهای اصیل را ثابت می کنم همه که هزاره و تاجیک نیستن

تازه ایرانی ها عرب و ترک و........ هستند پس خانم مهتاب لطفاً توحین نکنید (به زور خودمان را به یک عده از خود راضی فاشیست نسبت دهیم ) این یعنی چی ؟ یعنی کسی که اریایی هست فاشیست ؟ گذشته ها گذشته مغول ها هم کارهای کرده بودند !!!!!!!!!

به هر حال من مقصدم فقط این هست که در افغانستان هم اریایی نژاد است همانگونه که نام پیشین افغانستان از کلمهٔ «آریانا» به عنوان نام تاریخی افغانستان نام برده شده‌است

   

+ نوشته شده در  Thu 5 Jul 2007ساعت 7:10 به قلم مصطفی جونییییییی  | 

 

در غروب نگاه مسافر زوزمه ای است اما سرشار از سکوت.

در طلوع خنده ی آسمان،زهری است اما،بی تکلف و صبور.

و جرعه ای از این ثانیه های وحشت انگیز را به مهمانان غربت همیشگی هدیه میکند.

- ترس از پذیرفته نشدن

- ترس از نماندن

- ترس از شروع یک قصه ی تلخ و سنگین،یا سکوتی محض........

شاعر کوله بارش را برداشت. اینجا سرزمین غربت است. وقتی گام در سرزمین

بی کسی ها می گذاری!

پس اینجا ، وطن نیست..........

شاعر بگو:

ـ بگو که کودکان بامیان دیگر اینجا نمی خندند........

گلهای همیشه سرخ کابل اینجا بی بهارند و کوچه های هزار توی شهر ها،

بوی کوچه پس کوچه های غزنی را نمی دهند!

کبوتر های سخی مزار را میهمان دانه های گندم کن تا برای

لحظه ای هرچند کوتاه اما ماندنی اسیر غربت وطن نشوند.

اشک می غلتد و روح شاعر در جستوجوی بیکرنه های دیار به پرواز در می آید.

خدایا!این فاصله ها را- این سکوت را- این آیینه های جدایی غربت را بشکن!

تا از پس دود و غبار فرسنگ ها فاصله، چهره ی زیبا و آرام

گنبد های بلند و سر افرازش را ببینیم.

آن همیشه ی افتخار را.

سوگند که حتی کوهای سرافرازت ،لحظه ای سکوت و آرامش را تجربه نکردند.

دو رکعت نماز را برای وداع از آستان دیار میخوانم،

اینجا مسجد پل خشتی است.

اینجا، آغاز وصال حکایت دل است و وصال به معبود ازلی!

من نیز در پشت پلک رویاها ترا جسته ام.

پروردگارا! شاهدان همیشگی شهر میگویند:

- این دیار، آرامش را و طعم شیرین یکدلی را نچشیده است.

بار خدایا!تو که مروارید اشک های خسته دلان را ماوایی دیگری.

بر ساحل اندیشه های مواج شوری به پا کن و حرارت خورشید

مهربانی و یکدلی را در آن همیشگی گردان.

غم عشق ، حکایت فراق از دیار را تلخ تر میکند

 پس هجران این مهاجران خسته را دریاب.

قداست واژه ی وطن را به خاطر بسپار.

و عشق به وطن را در سینه پنهان نما اما پیوسته فریاد کن:

(( حب الوطن من الایمان)).

"کامله موسوی"

+ نوشته شده در  Wed 4 Jul 2007ساعت 20:42 به قلم مهناز خانومی  | 

سلام به نظر من اسم گروه (فرزندان آریایی) باشه بهتر است به قول محمد

امان ما افغان وبه قول مهناز خانم  از نسل آریا هستیم   

+ نوشته شده در  Mon 2 Jul 2007ساعت 7:13 به قلم مصطفی جونییییییی  | 

با سلام خدمت دختر پسر های افغانی جوانان هم میهنم ، آرزوی قلبی من خوب بودن همه شماهاست ، هر چند در دیار غربت هستید و دور از وطن عزیزمان افغانستان ولی آرزو می کنم هر جا هستید خوب و خوش و سلامت و سربلند و سرافراز و پیروز و موفق و شاد باشید ... انشاء الله . دفعه قبل که من یه پستی رو نوشته بودم یک عزیزی نظر داده بود که بنویسم که من اهل کجا و در کجا زندگی میکنم ؟ باید در جواب ایشان بنویسم که من محمد امان محمدی یک جوان از دیار کوه های سر به فلک کشیده ، از دیار دشت های وسیع ، قلب قاره کهن آسیا ، افغانستان هستم که در ایران و در اصفهان متولد و زندگی میکنم و برای اطلاع بیشتر باید بنویسم که من ورزشکار هستم و ورزش رزمی کونگ فو توآ کار میکنم و یک وب سایت تخصصی رزمی هم دارم که در آخر همین پست آدرس اون رو برای علاقمندان به ورزشهای رزمی می نویسم و اما حرفهایی که با خواهر و برادر های گل هم وطنم دارم ، دو شب اگر اخبار رو گوش کرده باشید ، در خبر ها داشتیم که دیروز در سازمان ملل متحد جشن تولد ، فکر کنم ( 800 ) سالگی مولانا جلال الدین محمد بلخی برگزار شد . حالا حرفی که من با همه دارم اینه که همون طور که از اسمش پیداست مولانا جلال الدین محمد بلخی 1- حالا بگید بلخ کجاست ؟ 2- مگه بلخ یکی از شهر های شمالی افغانستان نیست که پایتختش مزار شریفه ؟ 3- مگه مولانا در بلخ به دنیا نیومده ؟ 4- مگه ..........؟ 5- پس چرا ایرانی ها میگویند مولانا جلال الدین محمد بلخی ایرانیه ؟ هاااااااااااااااااااااااااااااااااا . حالا از همه می خواهم که نظرات خودشون رو درباره این سوالات بنویسند . با تشکر . من سعی میکنم همیشه در پایان هر پستی که مینویسم یک آیا می دانید بنویسم و اما آیا میدانید امروز من ...... آیا میدانید این وبلاگ یعنی همین وبلاگ در بخش فهرست بلاگفا ، در بخش فارسی زبانان در دیگر کشور ها در رتبه اول قرار دارد ؟ www.ashena04.blogfa.com این وب سایت تخصصی من در زمینه ورزش های رزمی است . هر کی دوست داشت یه سری به من بزنه .
+ نوشته شده در  Fri 29 Jun 2007ساعت 4:44 به قلم محمد امان  |