تبليغاتX
وطن دیووووووونتم

امروز یه مطلب عشقولانه ای نوشتم

آخه موضوع کم آوردم ، مجبور شدم

بقیه که عین خیالشون نیییییییی

انگار نه انگار یه وبلاگ اینجا تنها مونده

خب به هر حال امیدوارم از این پستم خوشتون بیاد

التماس دعا دارم

یا علی

 

 

در جلسه ی امتحان عشق،

من مانده ام  و یک  برگ ی سپید!

یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی.....

درددل من درین کاغذ کوچک جا نمیشود!

در این سکوت بغض  آلود ، قطره ای

کوچک به  روی  برگه ام!

و برگه که عاشقانه قطره را به آغوش میکشد.

عشق.....

عشق تو نوشتنی نیست.....

در برگه ام کنار آن قطره یک قلب کوچک می کشم!

وقت تمام است.

 

 

 

+ نوشته شده در  Fri 18 Apr 2008ساعت 14:8 به قلم مهناز خانومی  |