امروز یکمی خوشحالم ، یه دلایلی داره به هر حال ...
اولش باید از همه عزیزانی که میان به این وبلاگ و نظرشان را میزارن تشکر کنم . و همچنین با تشکر از آقای حیدری که نظر داده بودند که چرا پست مطلبهای من اینقدر مختلفه ؟ و چرا من هر پست مطلب را به یک موضوع اختصاص نمی دهم ؟ باید عرض کنم آقای حیدری خب هر کس یک سلیقه ای داره و من هم اینجوری دیگه ...
/////////////////////////////////////بعدش بگم راستی 8 / 8 / 88 روز تولد آقا امام رضا (ع) کجا بودید ؟ من که به همراه خانواده و چند تن از این فامیلها و آشنایان یک مینی بوس گرفتیم و رفتیم امام زاده جعفر (ع) فرزند امام رضا (ع) که معروف به امام زاده شاه کرم ( چون در منطقه ای به نقل از مردم که به نام شاه کرم هست ) یا امام زاده فرودگاه ( چون نزدیک فرودگاه بین المللی اصفهان است ) هم هست . مراسم و جشن و نذر و همه چی بود ، چند تن از خادمین حرم امام رضا (ع) هم اومده بودند البته درست نمیدانم ولی مردم میگفتند که از مشهد آمدند ، اجرای موزیک و سرود داشتند ، هر سال در روز تولد آقا امام رضا (ع) می گفتند که از مشهد با هواپیما غذا برای نهار نذری می آوردن ولی امسال نمی دانم که چرا نیاوردند . شب هم مراسم دیدنی نور افشانی برپا بود ، خلاصه خیلی خوش گذشت . جای همتون خالی ... .

در این قسمت میخام بگم که بالاخره تکلیف ریاست جمهوری افغانستان هم معلوم شد و کمیته انتخابات افغانستان اعلام کرد که حامد کرزای رئیس جمهر افغانستان است . بعد از اون قضایایی که پیش آمد و اعلام شد که در انتخابات تقلب شده ، انتخابات به دور دوم کشیده شد ولی با کناره گیری آقای عبدالله عبدالله ، و معترض بودنش به حکومت ، کمیته انتخابات حامد کرزی را به ریاست جمهوری افغانستان انتخاب کرد . ( پس هموطنای گرامی لازم نیست یک بار دیگه برین رای بدین )

/////////////////////////////////////
مسئله بعدی که میخوام دربارش صحبت کنم و خیلی بابتش خوشحالم اینه که بالاخره بعد از چند ماه رودخانه زاینده رود اصفهان زنده شد و دیروز اصفهان اولین باران پاییزه را با تولد دوباره زاینده رود جشن گرفتند . رودخانه زاینده رود بعد از گذشت ماه ها خشکی دوباره آب را به روی خود دید و موجب طراوت و نشاط و زیبایی هم رودخانه زاینده رود و هم شهر اصفهان شد . راستی که این چند وقت که رودخانه زاینده رود خشک و بی آب بود شهر اصفهان هم از حال و هوای سابقش افتاده بود ، هر وقت که میرفتم کنار رودخانه زاینده رود می دیدم که چقدر پل های تاریخی و زیبای اصفهان از قیافه افتادن . می دیدم که مردم اصفهان چه طوری دارند با حسرت و غصه به رودخانه بی آب زاینده رود نگاه می کنند و از اون روزهایی حرف می زنند که رودخانه پر آب بود و مرغ های دریایی زیادی روی رودخانه پرواز می کردند . اما دو روز پیش و همزمان با اولین باران پاییزی در اصفهان اب در رودخانه اصفهان جاری شد و موجب خوشحالی مردم اصفهان شد و باعث شد مردم زیادی را در همان شب به کنار رودخانه بکشد . بعضی از مردم کنار رودخانه نماز شکر می خواندند ، بعضی دیگر همدیگر را در آغوش می گرفتند و از شادی اشک شوغ ریختند ، خیلی های دیگر آب را همراهی میکردند . شبی که در رگ خشکیده شهر حیات و تازگی آب جاری شد مردم اصفهان طی یک حرکت خودجوش از خانه بیرون آمده بودند و به شادی پرداختند . این شادی برای خود شکلی تازه و جدید داشت . آنها پا به پای هم قدم در زاینده رود خشک گذاشتند و وجب به وجب آب را استقبال کردند . این حرکت بدیع تا نیمه های شب ادامه داشت . دسته دسته مردمی که ماه ها از این بی آبی رنج برده بودند دیگر روحی تازه پیدا کرده بودند . شدت استقبال مردم اصفهان از زاینده رود به حدی بود که این رودخانه یکی از شلوغ ترین شب های خود را در طول تاریخ جاری شدنش پشت سر گذاشت . و مردم در کنار این رودخانه به جشن و شادی پرداختند و اما صبح روز بعد خیلی های دیگر که از جریان بی اطلاع بودند در هنگام مشاهده زاینده رود زنده و پر آب جا خورده بی اختیار لبخند میزدند و خوشحالی را در یک نگاه می شد در چهره شان دید . پر واضح است که این بسته شدن آب ناخوآگاه بر روح شهر اثر منفی دارد . وقتی در همان روز آسمان اصفهان هم از شادی بر زاینده رود بارید دریافتم که آسمان اصفهان بدون این رود روان و زیبا رحمتش را بر سرمان نخواهد ریخت .












آیا میدانید : آیا میدانید که در برج ایفل 2 میلیون و نیم پیچ بکار رفته است
حرف آخر : در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش علف هرز و گل سرخ یکیست ...
( به قلم محمد امان محمدی / آشنا )


































